تحلیل فضای کسب و کار و رقابت رشته فعالیت ها

وقتی صحبت از تحلیل فضای کسب و کار می شود، اولین سوالی که در ذهن متبادر شود آن است که چه عاملی باید تحلیل شود. به این سوال می توان به طرق مختلف جواب داد، بدیهی است بهره وری، نیروی کار، تحقیق و توسعه، بازار داخلی و یا خارجی، استاندارد، فناوری و نوآوری، زیرساخت های تامین و توزیع، زیرساخت های تجاری، زیرساخت های قانونی و مقرراتی و بسیاری عوامل دیگر می تواند به عنوان عوامل مهم بر فعالیت یک صنعت مورد ارزیابی قرار گیرد.

اما با نگاهی دقیق تر می توان دریافت که تمامی عوامل فوق، همگی درصدد ارتقای یک عامل اساسی برای یک کشور، صنعت یا بنگاه اقتصادی هستند. به عبارت دیگر این عامل نماینده ای فراگیر از عوامل فوق است که می تواند وضعیت کمی و کیفی این عوامل را برای یک محیط کسب و کار نمایندگی کند. حال سوال دیگری که پیش می آید آن است که این عامل نماینده چیست؟

پیش از آن که به این سوال پاسخ دهیم لازم است یک پرسش ابتدایی مورد بررسی قرار گیرد. به راستی هدف نهایی و غایی یک صنعت یا بنگاه چیست؟ هدف از تولید، تجارت و هرگونه فعالیت اقتصادی چه می تواند باشد. پاسخ این سوال واضح است؛ کسب سود. هر فعالیت اقتصادی تولیدی یا تجاری درصدد کسب سود است. بدیهی است در کنار کسب سود، یک عامل دیگر نیز اهمیت دارد. تدام در کسب سود. به عبارت دیگر هر بنگاه باید بتواند هم سود کند، و هم سودآوری خود را تدارم بخشد. پرواضح است بنگاهی که نتواند به شرایط سودآوری خود ادامه دهد، نمی تواند از شرایط ایده آلی برخوردار باشد. حال اگر بخواهیم عاملی که تواما هم کسب سود و هم توانایی تداوم آن را مورد ارزیابی قرار دهد معرفی کنیم، به واژه ای کلیدی در ادبیات سنجش و تحلیل صنعت میرسم و آن واژه رقابت پذیری (Competitiveness) است.

رقابت پذیری از مفاهیم پایه و بنیادی صنعت و تجارت است و کلیه فعالیت ها و اقدامات تولیدی و تجاری فعالین این عرصه بر اساس این مفهوم شکل می گیرد. از این رو همواره درک درست از توان رقابتی و تحلیل ابعاد آن از الزامات سیاست گذاری و برنامه ریزی در تولید و تجارت است. برای رقابت‌پذیری تعاریف و الگوهای متعددی وجود دارد. اما به طور کلی می‌توان رقابت‌پذیری را توانایی و عملکرد یک شرکت، یک بخش اقتصادی یا یک کشور در افزایش سهم از فروش و عرضه کالاها و خدمات در یک بازار در مقایسه با دیگر شرکت‌ها، زیر بخش‌ها و کشورهای حاضر در همان بازار دانست.

همان طور که گفته شد دو عامل مهم در رقابت‌پذیری سودآوری (ارزش ­آفرینی) و حضور ادامه دار در بازار است. صرفا حضور در یک بازار و فروش بدون سودآوری نشان‌دهنده رقابت‌پذیری نیست، چراکه ممکن است برخی مزیت‌های نسبی بنگاه و محدودیت‌های پیش‌روی رقبا، زمینه‌ساز حضور و بقای فروش بنگاه در بازار باشد. بنابراین در صورت حذف مزیت‌های نسبی و یا محدودیت‌های پیش‌روی رقبا، بنگاه توانایی رقابت خود را به سادگی از دست می‌دهد. این مهم به وضوح در صنعت خودروسازی کشور قابل مشاهده است که بقای این صنعت وابسته به مزیت های نسبی تصنعی و نه ذاتی است. از این رو این صنعت بدون تضمین ادامه دار چنین مزیت هایی که در قالب حمایت های یک طرفه دولت مهیا شده است، قادر به رقابت نخواهد بود. بدیهی است برای چنین صنعتی نمی‌توان عبارت “رقابت‌پذیر” را اطلاق نمود. از سوی دیگر حضور در بازار باید ادامه دار باشد و درخشش مقطعی یک بنگاه در یک بازار نمی‌تواند نشان دهنده توان رقابت‌پذیری آن باشد. این مهم در بازارهای صادراتی صنعت خودرو کشور به وضوح قابل مشاهده است و عدم ثبات صادرات محصولات صنعت خودرو کشور نشان دهنده عدم توانایی رقابت آن در بازارهای هدف است. با عنایت به موارد فوق می‌توان تعریف جامع‌تری از رقابت‌پذیری ارائه کرد. رقابت‌پذیری «توانایی افزایش سهم بازاری و یا سوددهی و ماندن در صحنه رقابت جهانی برای یک دوره طولانی» است. از تعریف فوق می‌توان سه نکته زیر را مورد تاکید قرار داد.

۱- رقابت­پذیری تنها به افزایش سهم از بازار محدود نشده و بحث سودآور بودن نیز از اهمیت بالایی برخوردار است؛

۲- دستیابی به رقابت­پذیری به تنهایی نمی­تواند مبین شرایط بهینه باشد، بلکه حفظ شرایط رقابت­پذیر است که از اهمیت برخوردار است.

۳- رقابت‌پذیری یک بنگاه منتج از توانمندی (دارایی و قابلیت‌ها) و سیاست‌ها و روندها است.

اهمیت تحلیل و بررسی رقابت پذیری به حدی است که مجمع جهانی اقتصاد (World Forum Economic) هر ساله گزارشی تحت عنوان “رقابت پذیری جهانی” (Global Competitiveness Report) وضعیت رقابت پذیری کشورها را از نظر ۱۲ رکن (Pillar) شامل موسسات (Institutions)، زیرساخت ها (Infrastructure)، محیط کلان اقتصادی (Macroeconomic environment)، سلامت و آموزی مقدماتی (Health and primary education)، آموزش های تخصصی و تکمیلی (Higher education and training)، کارایی بازار کالا (Goods market efficiency)، کارایی بازار نیروی کار (Labor market efficiency)، توسعه بازار مالی (Financial market development)، دسترسی به فناوری (Technological readiness)، اندازه بازار (Market size)، پیچیدگی کسب و کار (Business sophistication) و نوآوری (Innovation) بررسی می کند. تحلیل عوامل فوق برای هر کشور بر اساس تنظیم و تکمیل پرسش نامه از صاحبنظران و خبرگان صورت می پذیرد.

کلیه روش های تحلیلی که تاکنون توسط محققین و پژوهشگران توسعه داده شده اند، همگی در نهان خود به دنبال توسعه رقابت پذیری هستند. با توجه به آن که عوامل متعددی در طول زنجیره ارزش یک فعالیت می تواند بر رقابت پذیری آن اثر بگذارد، روش های مختلف هریک بر یک یا چند عامل نظیر طراحی، تامین، تولید، توزیع، خدمات پس از فروش، راهبرد، استاندارد، هزینه، افزایش فروش، مدیریت پروژه و غیره متمرکز شده اند.

رقابت پذیری ابعاد و مولفه ها و روش (متدولوژی های) متنوعی دارد و بسته به عواملی نظیر اهداف راهبردی، فضای کسب و کار، ساختار درون بنگاهی و غیره، الگوهای متفاوتی برای تحلیل و بررسی آن به کار می رود. برای نمونه می توان به الگوهای زیر اشاره کرد که هر یک به دنبال ارتقای رقابت پذیری از یک کانال خاص است.

  • تحلیل ساختار محیطی و محاطی صنعت شامل استفاده از روش هایی نظیر [۱]SWOT، SCP[2] و تحلیل پنج نیروی پورتر و غیره
  • تحلیل و پیش بینی اندازه و آینده بازار شامل استفاده از روش هایی نظیر ارزیابی روند و غیره
  • تجزیه و تحلیل مشتری شامل استفاده از روش هایی نظیر تحلیل زنجیره ارزش، مدیریت ارتباط با مشتری و غیره
  • تجزیه و تحلیل استراتژی و راهبرد شامل استفاده از روش هایی نظیر BCG، BSC و غیره
  • تجزیه و تحلیل مالی شامل استفاده از روش هایی نظیر درخت ROCE و غیره
  • تجزیه و تحلیل روندهای فناوری شامل استفاده از روش هایی نظیر دلفی و غیره
  • تجزیه و تحلیل راهبرد رقبا شامل استفاده از روش هایی نظیر اقیانوس آبی[۳]، Canvas و تئوری بازی ها و غیره

هدف کلیه گزارشات و تحلیل هایی که در صنعت سنج ارائه می شود، توسعه توان رقابت پذیری یک صنعت یا بنگاه است. بدیهی است نخست لازم است موانع و چالش های صنعت در راستای توسعه رقابت پذیری آن شناسایی شود. بنابراین رویکرد گزارشات تحلیلی صنعت سنج را می توان در دو حوزه اساسی معرفی نمود. نخست شناسایی موانع و چالش های توسعه رقابت پذیری صنایع و سپس ارائه راه کارهای بهبود توان رقابتی. در این راستا از روش ها و تکنیک های متنوعی استفاده می شود که برخی از آن ها در ادامه شرح داده می شود.

تحلیل SWOT

تحلیل پنج نیروی رقابتی پورتر

تحلیل رقابت پذیری ملی (الماس) پورتر

تحلیل زنجیره ارزش

تحلیل نظام مند (سیستماتیک)

 

زیرنویس:

[۱] Strongs, weaknesses, Opportunities, Threats

[2] Structure, Conduct, Perfirmance

[3] راهبرد اقیانوس آبی در سال ۲۰۰۵ در کتابی تحت عنوان “راهبرد اقیانوس آبی” که حاصل کار بیست ساله پروفسور چان کیم و پروفسور رنه مابورنیا بود، معرفی شد و در کمتر از یک سال میلیونها نسخه از آن به چهل و یک زبان دنیا ترجمه و فروخته شد. استراتژی اقیانوس آبی نتیجه دو دهه تحقیق و مطالعه بر روی بیش از ۱۵۰ حرکت استراتژیک دنیا در بیش از ۳۰ صنعت متفاوت در طی ۱۰۰ سال گذشته است، این رویکرد بکارگیری و پیروی هم‌زمان از دو نوع استراتژی “تمایز” و استراتژی “کاهش هزینه” می‌باشد. در عین حال مجموعه‌ای از متدولوژی ها و ابزارهای مدیریتی برای ایجاد یک فضای بازار جدید و بی رقیب را در اختیار سازمان‌ها قرار می‌دهد.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
 php shell indir hair transplant in turkey promosyon ajandacosmetic surgery turkey buttock augmentation turkey tempobetpaykasa buttock augmentation in turkey piramit takvimpromosyon usb bellek gastric sleeve turkeypromosyon pormopromosyon metal kalem promosyon usb bellek promosyon ürünleripiramit takvim